۱۳۸۹ دی ۹, پنجشنبه

خداحافظ 2010

آخرین روز است پُشت کامپیوترم می نشینم و کلکهایم را روی کیبورد میفشارم، آخرین روز سال و آخرین ناگفته های سال نه آخرین روز ناگفته ها. 2010 سال برایم سال پرفراز و فرود بود. سالی با تجربه های جدید و چالشهای جدید. درهمین سال به خانواده وبلاگ نویسان پیوستم. به ادامه ی تحصیل ام پرداختم. سال اول تحصیل ام را با موفقیت تمام کردم و سال آخر تحصیل ام را آغاز کردم.

خوشحالیها، تاثیرپذیریها، خوب و بد زندگی، تجربه های جدید و آزمون و خطاهای خودم را اینجا پُست کردم. مثل همیشه بی حوصله بودم. با عجله نوشتم. بدون ویرایش. نوشتم چون نخواستم ناگفته هایم تبدیل به عقده شود. نوشتم چون حس کردم نیاز دارم به نوشتن. احساس کردم بنویسم چون به نوشتن علاقه داشتم. نوشتم تا خودم را در آیینه ی این وبلاگ مشاهده کنم. لحظه هایم سپری میشدند باید آنرا نگه میداشتم و اینجا نگهداشتم شان.

چیزهای آموختم. از دانشگاه، از انترنت، محیط و دوستان جدید. آموزش آنلاین را تجربه کردم. با دوستان جدید آشنا شدم. دوستان گم شده ام را پیدا کردم.

با این همه مقدار وقتیکه هدر دادم قابل ملاحظه بود، پشیمانم ولی خودم را ملامت نمی کنم. معذرت نمیخواهم. شاید به آن نیاز داشتم. فیلم دیدم. فیسبوکیدم. آه چقدر وقت ام را صرف اینکارها کردم. سال جدید و استراتژی جدید. نیاز به تغییر هست. باید تغییر کرد. باید بیشتر ارزش وقتم را بدانم.باید کتاب بخوانم. باید بیشتر دنیایم را بشناسم. باید بیشتر کار کنم...باید...


۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

بُزکشی تمام عیار

این روزها حسابی سرم شلوغ است. تلفن ام هر روز چند دفعه زنگ میخورد اما تلفنهای دوستانم نیست، تلفنها از استاد رهنما، ریئس دیپارتمنت و ازاین قبیل آدمها است. لحظه ی پیش دیپارتمنت بودم با استاد رهنما و ریئس دیپارتمنت ملاقات کردم. هرکدام حرف خود شانرا میزدند.

قرار است حدود سیصد تا چهارصد دالر امریکایی مصارف تحقیق و لوازم التحریر برای ما داده شود. حال این  عالیجنابان همه به نحوی میخواهند سهمی در این پول داشته باشند. دلایل متفاوت است وهرکدام  یک دگرش را نقص میکنند. من هم میخواهم مصارف تحقیق ام را با این پول پوشش دهم. " بُز ده غم جان و قصاب ده غم گوشت" حکایت من را بخوبی بازگو میکند.

من مسابقه بُز کشی را از نزدیک ندیده ام ولی فیلم بُزکشی را دیده ام. حال تکاپوی ما برای تصاحب این پول، یادآور مسابقه بزکشی تمام عیار است. این روزها شدیداٌ نقش پهلوان بزکشی را بازی میکنیم، کدام یک برنده خواهیم بود، گذشت زمان قضاوت خواهد کرد.حرص هم عجب چیزی است...

۱۳۸۹ دی ۴, شنبه

کریسمس و همزیستی پیروان ادیان در بنگلور

کیک 5 تنی که به پیشواز کریسمس دربنگلور ساخته شده است
هندیها مردمان عجیبی هستند. اولین بار زمانیکه وارد بنگلور شهری در جنوب هند شدم. خیلی چیزها برایم عجیب و غریب بود. از مردمان لنگ پوش تا ترانه های مذهبی " رادیو اندیگو" رادیوی انگلیسی زبان این شهر و حتی رویه نظامی استادان ام تا حدیکه به همکلاسیهایم میگفتم اینجا پایگاه نظامی هست یا یک مرکز علمی. هرقدر که از آن روزها فاصله میگیرم جاذبه های این شهر و مردمانش مرا بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد. از آب و هوا گرفته تا گوناگونی نژادها و تنوع مذاهب و احترام گذاشتن به مذاهب و آداب و رسوم همدگر.

آب و هوای بنگلور خیلی معتدل و ملایم است. به ندرت از 30 درجه سانتی گراد بالا میرود. زمستان اش هم سرد تر از 15 درجه نیست.شاید به همین علت است که به "Air condition of India" مشهور است.  شهر سبز-سبز است و اطراف ساختمانی که در آن زندگی میکنیم با درختان بلند و باریک جنگلی تا چندین کیلومتر پوشیده شده  است. 
و اما بابانوئل تیپیک اروپایی دربنگلور

از آب و هوا که بگذریم. انصافاٌ مردمان خیلی خوبی هم دراین شهر زندگی میکنند. یکی از افغانهای ما که حدود دو سال دراینجا زندگی کرده بود، میگفت: " تعجب میکنم به این مردم، اگر "دیوالی" جشن سال نو هندیها باشد، فکر میکنی همه ی این مردم پیروان هندوئیسم هستند ولی اگر مراسم مذهبی مانند عاشورا و یا عید فطر باشد فکر میکنی همه اهالی این شهر مسلمان اند و اگر در روز کریسمس از شهر دیدن کنی فکر میکنی نه این مردم همه مسیحی اند."

تفاهم و همزیستی عجیبی بین اهالی این شهر وجود دارد. حتی کلیسا، مسجد و معبد هندوها در فاصله ی چند متری همدگر قرار دارند و هرکس به جایی میرود که به آن معتقد است بدون اینکه به شخصی از مذهب دگر توهین و بی احترامی کرده باشد. عصر دیروز در مرکز شهر رفته بودم. همه جا پر بود از کلاه های کریسمس و چیزهای که مربوط به این مناسبت مسیحیها میشود. سرچند چوک بابانوئل را دیدم که با همان لباس سرخ و ریش سفیدش ایستاده بود و بر رهگذران "میری کریسمس" میگفت و اما چهره ی بابا نوئل هندی جنوبی نبود، ماسک سفید پوست برچهره داشت.
هندیهای مسیحی در نزدیک محله ی مسلمانها


جالب تر اینکه دولت هند همه ی مراسم مربوط به اعیاد و مناسبتهای ادیان گوناگون و بخصوص هندیها، مسلمانان و مسیحیها را تعطیل عمومی اعلام کرده است. از این نظر شاید دولت هند از معدود کشورهای باشد که درسطح جهان این کار را میکنند.اینجا به جواهر لعل نهرو آنقدر احترام میگذارند که به داکتر عبدالکلام مسلمان ریئس جمهور اسبق هند احترام دارند. شاید بی دلیل نیست که هند را یکی از قویترین و بزرگترین دموکراسیهای جهان میدانند. آری کشوریکه بنیانگذار مثل گاندی داشته باشد باید اینگونه باشد.

۱۳۸۹ دی ۱, چهارشنبه

وقتی افراط در جوامع حاکم میشود

سید قطب در زندان
جریان اخوان المسملین بعد از بازگشت سید قطب از امریکا بوجود آمد. سید قطب در امریکا تحصیل کرده بود و با مظاهر تمدن غربی سخت مخالف بود. او ازاینکه کشورش نیز مسیر غربی ها را در پیش گرفته بود نگران بود و برای این مبارزه اش را بقول خودش غرض جلوگیری از" فاسد شدن مصر و سایر کشورهای اسلامی آغاز کرد. بعدها در دوران جمال عبدالناصر قُطب زندانی و بعد اعدام گردید. ایمن الظواهری بعد از قتل قطب  جنبش بجا مانده از قطب را رهبری کرد و بعدها دامنه ی این جنبش اسلامی رادیکال از مصر به کشورهای مثل الجزایر، فلسطین، افغانستان و سایر کشورهای اسلامی هم کشیده شد. انقلاب اسلامی افغانستان نیز بیشتر مدیون اخوانی های برگشته از مصر اند که توسط محصلین برگشته ازمصر آغاز شد.

بنا به عقیده ی  کارشناسان آن چیزی که امروز به نام تروریسم یاد میشود، مولود تقاطع دو جریان افراط گرای " نیو محافظه کاران" امریکا مانند پُل ولفوویتز، رامسفلد، بوش و نظریه پردازی فیلسفوف برجسته ی امریکایی فرانسس فوکویاما و در طرف دگر سید قطب و همکارانِ "اخوان المسلمین" اش است.و نتیجه ی برخورد این دو قشر محافظه کار فجایع ایست که امروز در افغانستان و بخشهای مختلف دنیا جریان دارد.
ظواهری جوان در زندان مصر
******
هرچند از ظُهور اخوان المسلمین تا حال سالها گذشته است و جنبش بردران مسلمان در الجزایر و سودان نتوانست به قدرت برسند ولی در سرزمین مصر تاثیرات عمیقی گذاشته است. تازگیها فُقهای مصری تلفظ نکردن حرف قاف را بشکل درست ان در حین طلاق باعث باطل شدن طلاق ذکر کرده اند. مصریها حرف قاف را مثل "ء" تلفظ میکنند و این روحانیون مصری را به بررسی موشکافانه ی واداشته است.

وقتی افراط درجامعهی حکم میراند، به چه چیزها که توجه نمیشود. بقول مثل قدیمی "مو را از ماست میکشند." ایکاش در بخشهای دگر زندگی اینقدر موشکافانه پرداخته میشد. آنهم از وضعیت شـرمُ الّشیخ و این هم از فقهای مصری.

شرح این گزارش را دربی بی سی بخوانید.