‏نمایش پست‌ها با برچسب داخلی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب داخلی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۲۵, دوشنبه

والنتاین از جنس دگر

 میخواستم در مورد روز عاشقان چیزی بنویسم اما دست ام به کیبورد نرفت. شاید عشق واژه ای باشد که خیلی با زندگی ما بیگانه است. محبت چیزی است که سالها مردم کشورم آنرا فراموش کرده اند. آنان کمتر به همدگر مهر میورزند نه اینکه آنان اهل محبت نیستند بلکه بخاطر اینکه روزگار و سیاستمداران بیرحم فرصت محبت کردن را از آنان گرفته اند. خیلی وقتها فکر میکردم آیا براستی عشق وجود دارد؟ محبت چی؟ مهرورزی چی؟ اگر هست پس کجاست؟ چرا مردم به همدگر عشق نمیورزند، چرا از مهر نشانی نیست؟ شاید تعفن کوچه های شهر، صدای گلوله و دود انفجار و انتحار عشق و محبت را با خود برده است.

شهروند-خبرنگاران از وقوع حمله ای در کابل سیتی سنتر خبر میدهند.طالبان اینگونه محبت شانرا ابراز میکند. این والنتاین طالبان است. نمیشه غیر از این از آنها توقع داشت.حالا فهمیدم چرا دست ام به کیبورد نرفته است. ما افغانها عادت کرده ایم به این چیزها. در روز والنتاین هم باید ناخودآگاه منتظر چنین رخدادهای بود. ما به طالبان مهر میورزیم ولی آنها چی؟ ما آنها را به خوب و بد تقسیم میکنیم و به میانه رو و تند رو... ولی آیا آنها هم مارا به بیطرف و متخاصم تقسیم میکنند؟ آیا آنها مارا خوب و بد میکنند؟ برای او محبت معنی دارد؟ ما او را بنام برادر ناراضی یاد میکنیم. براستی او چگونه برادراست؟ از جنس برادری ابوجهل؟ براستی او چگونه برادر است؟

آقای وردک حمله وحشیانه به خانواده برمکی توسط طالبان را رد کرد. خیلی مایلم اینبار موضعگیری آقای وردک را بدانم. آیا بازهم این حمله را منتسب به طالبان نمیداند؟ اعلامیه طالبان را هم خواندم. سقوط دولت آقای کرزی در آن پیش بینی شده است و طالبان خود را همسنگ و هموزن مردم مصر دانسته اند. مردمیکه در جریان تظاهرات وقتی دختر جوانی میگفت: "زنده باد مبارک". با احترام تمام گفتند به او هم حق دهیم تا نظرش را ابراز کند. آیا طالبان هم به مردم افغانستان این فرصت را داده است؟ چگونه خود را با مردم مصر همفکر قیاس میکنند؟ آیا واقعا چند درصد مردم افغانستان طالبان است که اینگونه ادعا میکنند؟ تقریبا یک و نیم دهه است که از ظهور طالبان میگذرد و همیشه با زور به مردم افغانستان سخن گفته است و در جنوب ، شرق ،شمال و مرکزکشور حمام خون راه انداخته است. متعجبم شورای صلح با این وضع چه میخواهد بکند. آنطورکه پیداست، طالبان تمامی روزنه های صلح را بسته است و هیچگونه امیدی صلح وجود ندارد. اینکه حلقاتی در دولت هنوزبه صلح در چنین شرایطی می اندیشند، خود جای تأمل دارد. نکند طالبان در همه جا رخنه کرده اند؟

متاسفم نتوانستم روز عاشقان را تبریک بگویم. چون سالها است فرصت تبریک گفتن و مهر ورزیدن را از ما گرفته اند. ماییم و مجادله برای پس گرفتن آن....

۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه

کابل تهران نیست

جنجال منع صادرات تیل هنوز هم ادامه دارد. چهارمین تظاهرات هم به همت نجیب الله کابلی چهره معروف ضد ایران و نیز مردمیکه از گرانی تیل آسیب دیده اند برگزارشد. تظاهر کنندگان این بار اما، پا را فراتر گذاشتند و عکسهای رهبران ایران را آتش زدند و روی تابلوی سفارت ایران نیز رنگ پاشیدند. این رفتار به مذاق سفیر ایران خوش نیامد و آقای مالکی خواستار مجازات عاملین و مظاهره کنندگان شد.

اما یک مقام دولت افغانستان درخواست فدا حسین مالکی را غیر از آنچه آنها توقع داشتند، پاسخ گفت. رفیع فردوس، مشاور مرکز رسانه های حکومت افغانستان به بی بی سی گفت آزادی بیان و حق اعتراض در قانون اساسی این کشور تسجیل شده و حکومت قصد ندارد علیه این قانون عمل کند. آقای فردوس گفت: "کابل تهران نیست. بر بنیاد آزادی بیان که در قانون اساسی ما تضمین شده هر کس حق دارد در هر موردی که می خواهد معترض باشد و نظر خود را ابراز کند."

مردم نیز از دولت توقع جز این ندارد. تظاهرات حق مردم است و اما بهتر است مسالمت امیز باشد.افغانستان با این همه مشکلات چگونه باید برخورد کند؟ محدود بودن به خشکه، همسایه های قدرتمند و بعضا اتمی، افراط گرایی، مشکل داخلی و... هزاران مشکل دگر!!! یک روز پاکستان راه را می بندد و روزی دگر ایران. یک همسایه هجوم نظامی میکند و دگری ازآب گل آلود ماهی خودش را میگیرد. یکی طالب میفرستد و یکی هم سلاح. افغانستان دارای همسایه های خاص است. پاکستان، هند، چین همه مجهز به سلاح اتمی و ایرانی که در تلاش به دستیابی به سلاح اتمی است. هند و چین از بزرگترین قدرتهای قرن بیست و یکم خواهد بود. حالا اگر امریکا را هم به آن اضافه کنیم متوجه خواهیم شد که چه فورمول پیچیده ای نیاز است تا به این همه تضاد منافع طوری برخورد شود تا ضرر منافع ملی ما به حداقل برسد. در زمانه ای که بکسهای پول از هرجا به ارگ و دگر نقاط سرازیر میشود، حفظ منافع ملی کار سترگی خواهد بود.

اما ایرانیها با چند بکس پول فکر کرده اند تمامی دولتمردان را خریده اند و هرکاری که دلشان خواست میکنند. درخواست غیرمنطقی سفیر ایران از منظر هیچ دیپلمات و حتی شخص عاقلی قابل توجیه نیست. یا شاید آنها فکر کرده اند افغانستان استان ضمیمه ی ایران است و دولت افغانستان هم دولت محلی آنها. نرمش در قبال برخورد همسایه ها جواب درستی نداده است. پاکستانیها از نرمش افغانستان در رابطه به آنها سو استفاده میکنند. سفر اخیر اعضای شورای صلح به پاکستان و توافق با آنها بخوبی موید این نکته است. بر دولتمردان است تا منافع ملی را فدای منافع شخصی شان نکنند و در راستای منافع افغانستان از هیچ چیزی گذشت نکنند.

۱۳۸۹ آذر ۳, چهارشنبه

مذاکره دولت و ناتو با بدل ملا اختر محمد منصور


نیویورک تایمز در شماره روز سه شنبه خود نوشت  که دولت افغانستان با نماینده طالبان مذاکره نکرده است بلکه در سه دور مذاکرات فی ما بین دولت، ناتو و طالبان یک شخص بدل، عوض ملا اختر محمد منصور حضور یافته است. این شخص توسط هواپیمای اختصاصی ناتو به کابل انتقال یافته و حتی با حامد کرزی ریئس جمهور نیز ملاقات و گفتگو داشته است.

نیویورک تایمز به نقل از یک دیپلمات غربی مقیم کابل نوشته است : " ما پول زیادی هم به این شخص پرداخت کرده ایم". اینکه دولت افغانستان و ناتو طی سه دور مذاکرات نتوانسته اند این شخص را بشناسند واقعاٌ در نوع خود جالب است. کس چه میداند تا حال چند مرتبه افغانها با طالبان مذاکرات این چنینی داشته اند. خدا کند اصرار دولت افغانستان مبنی بر تشکیل شورای صلح و مفکوره ی گفتگو با طالبان از این مذاکرات نشآت نگرفته باشد، درغیر آن تمام وقت و امکانات صرف شده به هدر خواهد رفت.

شرح بیشتر این خبر را در خبرگزاری رویتر بخوانید.

۱۳۸۹ آبان ۱۸, سه‌شنبه

قران سوزی ما و غربی ها

وزارت معارف با انتشار خبرنامه ی اعلان کرده است که مهاجمین 850 قران را هنگام آتش زدن یک مکتب در لغمان سوختاند. البته این اولین بار نیست این افراد که ظاهراٌ طالبان اند، دست به چنین کاری میزنند.بارها و بارها اتفاق افتاده است آنها قران را در آیینهای مکتب سوزی شان و همچنین در بهسود به آتش کشیده اند.

خیلی حرس آدم میگیرد وقتی می بینی این آدمهای که رگ غیرت شان برای خبر سوزاندن یک قران در امریکا بالا میزند، حال چه میکنند؟ کجا گُم وگور شده اند در حالیکه این حادثه در بیخ گوش شان اتفاق می افتد، آنهم توسط کسانیکه القاب دهان پرکن ملا و مجاهد را یدک میکشند. این آقایان اگر راست میگویند بیایند حالا تظاهرات کنند و این عمل را تقبیح کنند. نمیدانم شاید آنها فکر میکنند اگر مسلمانی قران را سوزاند هیچ اتفاقی نمی افتد ولی اگر یک شخصی از غرب گفت که من قران را میسوزانم آنوقت آسمان به زمین میخورد و رگ گلوی این مسلمانان چندین آتشه مانند ریسمان کلفت میشود،  بعدش هم تظاهرات میکنند و تعدادی هم کشته و زخمی میشود.

و برای من جالب است که چطور خبرهای این چنینی به این سرعت به گوش فردی در لغمان و یا جلال آباد میرسد و درست روز بعد آنها به سرک میریزند ولی شاید اکثر باشندگان این ولایات اینبار حتی خبر نشوند که چه اتفاقی افتاده است و اگر خبر شوند هم خیلی عادی از کنار آن میگذرند. این است قصه ی یک بام و دوهوای مسلمانی ما.

شاید خیلیها که در افغانستان بسر میبرند ویا نشستهای هفتگی (TED) را تعقیب کرده باشند، میدانند طالبان چطور از یک بمباردمان ناتو شبکه ی هرمی تبلیغات را در بین مردم براه می اندازند . این شبکه ی وسیع تبلیغاتی طالبان است که تعداد قابل توجه مردم  جنوب و شرق با آنهاهمگرایی میکنند و  این تبلیغات است که از یک جوان ناآگاه ماشین ترور و انفجار میسازد و طالبان حتی موفق میشوند از مردم عادی بسادگی لشکری ازتظاهرکنندگان بسازند تا برعلیه اقدام یک کشش غربی به خیابان بریزند بدون اینکه مظاهره کنندگان واقعاٌ بفهمد کی پشت سر این تظاهرات است. تبلیغات سینه به سینه ء طالبان آنقدر وسیع است که آگاهی دهی رسانه های افغان و غرب به گرد آنهم نمیرسد. دولت افغانستان هم باید از این شواهد حداکثر استفاده را برای شناساندن چهره ای واقعی این دشمنان افغانستان بخرچ دهد و مردم را از ضدیت آنها نسبت به دین آگاه کند. زیرا آنان به بدترین شکل از دین و مذهب و ساده لوحی مردم استفادهء ابزاری میکنند.

به نظرمن کمپاین آگاهی دهی ویا حتی تشویق مردم به تظاهرات در برابر این اعمال میتواند کفه ی ترازو را بنفع دولت تغییر دهد، اگر دولت واقعاٌ میخواهد به این بازی شوم پایان دهد.